تبليغاتX
بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم - سلام به همه ی دوستانی که اومدن و اونایی که نیومدن.


بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا،بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه
توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره
اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم
مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم
خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی

وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی
من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی
مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی
من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم

تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم

من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم
با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم

می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم
حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم
شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
وخواهم ماند


شاعر:؟


نه به ابر ، نه به آب ، نه به این آبی آرام بلند
من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را می‌ بینیم ، می‌ شنوم
من به این جمله نمی ‌اندیشم ، به تو می‌ اندیشم

به تو می‌ اندیشم ، به تو می ‌اندیشم
ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم
همه وقت ، همه جا ، من به هر حال که باشم به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم

تو بدان این را ، تنها تو بدان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
تو بدان این را ، تنها تو بدان
تو بمان با من ، تنها تو بمان

به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم
ای سراپا همه خوبی ،تک و تنها به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند
من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
پاسخ چلچله‌ ها را تو بگو
قصه ی ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
به تو می ‌اندیشم ، به تو می‌ اندیشم
ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم
به تو می ‌اندیشم ، به تو می ‌اندیشم

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط مینا| |


Design By : Night Skin