تبليغاتX
بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم -


بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا،بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

شهر خالی

جاده خالی

کوچه خالی

خانه خالی

جام خالی

سفره خالی

ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته

اشنایانم ولی باز

باغ خالی

باغچه خالی

شاخه خالی

لانه خالی

وای از دنیا که یار از یار میترسد

غنچه های تشنه از گلزار میترسد

عاشق از اوازه ی دیدار میترسد

شهسوار از جاده ی هموار میترسد

این طبیب از دیدن بیمار میترسد

چشمه ها خشکید و  دریا خستگی را دم گرفت

اسمان افسانه ی ما رو به دست کم گرفت

جام ها جوشی ندارد

عشق اغوشی ندارد

بر عاشق و ناله هایش

هیچکس گوشی ندارد

ساعت ها بشکست و دردی شاعرانه صد گذشت

سالهای انتظاری بر دل ما بد گذشت

باز ا تا کاروان رفته باز اید

باز ا تا مطرب و اهنگ و ساز اید

تا گل افشانم نگار دل نواز اید

باز ا تا بر درها قصه بندازیم

گل بیفشانیم و می در ساغر اندازیم

خدایا هر چی به صلاحه همون بشه

خدایا همیشه باش

خدایا تو که بنده هاتو تنها نمیزاری

و از کتابی خوندم که وقتی خدا رو صدا میکنی خدا صداتو میشنوه مخصوصا وقتی با چشمانی اشکبار  باشه

خدایا ارزوم اینه که سرانجام ما رو طوری رقم بزنی که تو راضی باشی و ما رستگار

الهی امین

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط مینا| |


Design By : Night Skin