بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا،بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا
تو یه صحنه ی غریب زندگی
نه به ابر ، نه به آب ، نه به این آبی آرام بلند
هممون در نقش یک بازیگریم
با همیم تو بازهای روزگار
از درون هم ولی بی خبریم
بی خبریم
زندگی تولد یه خاطرست
انگاری شروع یک نمایشه
کاشکی از دنیا این خاطره ها
سهم ما تموم خوبیا بشه
توی یه پشت صحنه ی دنیای ما خوبی و بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطرست از تمام قصه های روزگار
بهتر به قلبامون دروغ نگیم
زندگی هر طور که باشه می گزره
من تو مسافریم تو این روزا
مثه خورشید تو نگاه پنجره
هممون پشت نقاب صورتن
همیشه از صبح تا شب قایم می شیم
واسه پنهون کردنه گریهامون
روی قلب و روحمون خط می کشیم
اگه باز از روزگار دلت گرفت
لحظه ها ثانیه ها ابری شدن
بیا با من بیا با من بیا با من....
توی یه پشت صحنه ی دنیای ما خوبی و بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطرست از تمام قصه های روزگار
توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره
اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم
مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم
خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی
وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی
من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی
مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی
من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم
تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم
من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم
با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم
می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم
حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم
شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
شاعر:؟
من مناجات درختان را هنگام سحر
نفس پاک شقایق را در دامن کوه
رقص عطر گل یخ را با باد
همه را می بینیم ، می شنوم
من به این جمله نمی اندیشم ، به تو می اندیشم
به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
همه وقت ، همه جا ، من به هر حال که باشم به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
تو بدان این را ، تنها تو بدان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
تو بدان این را ، تنها تو بدان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی ،تک و تنها به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گل ها تو بخند
من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ی ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
به تو می اندیشم ، به تو می اندیشم
| Design By : Night Skin |


