بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا،بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا
اونكه موند يه قصه ساخت اما هي هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد ،اون به عشقش نرسيد هيشكي خوابشو نديد، گل يادشو نچيد گم شدش تو قصه ها، توي شهر عاشقا . زندگي زد،آدم رقصيد آدم رقصيد،زندگي عرق کرد زندگي عرق کرد،آدم چاييد. آدم چاييد،زندگي تب کرد. زندگي تب کرد،آدم لرزيد. آدم لرزيد،زندگي ترک برداشت. زندگي ترک برداشت،هيچ کس درد آدم را نفهميد... يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود يكي موند يكي نموند حرف راست قصه بود يكي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا اونكه موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از ديوه نبود، پشتشو دوري شكوند زير آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهي شد تو قصه ها
![]()
| Design By : Night Skin |



