تبليغاتX
بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم


بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا،بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا

همه چيز از ياد آدم ميره
مگه يادش
كه هميشه يادشه
......

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط مینا| |

اشك حاصل طوفاني شدن درياي دل بر ساحل چشم است ...

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط مینا| |

سيه چشمي به كار عشق استاد
به من درس محبت ياد ميداد
مرا از ياد برد اخر,ولي من
به جزاو عالمي رابردم ازياد

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط مینا| |

براي روز ميلاد تن خود

من آشفته رو تنها نذاري

براي ديدن باغ نگاهت

ميون پيكر شبها نذاري

همه تنهائيا با من رفيقن

منو در حسرت عشقت نذاري

براي روز ميلاد تن خود

منو دور از دل ديدت نذاري

***

دلم دل تنگه و مهر تو ميخاد

دلم رو در پي غمها نذاري

ميام تنها توي قلبت ميشينم

منو قلبت رو جايي جا نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارك

منو اون سوي جشن دا نذاري

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط مینا| |

وقتي صدايه پاهات..ميپيچه تو كوچمون طپش هايه قلب من...سر ميزنه به اسمون

ميخوام اروم بمونم....چه كنم نمي تونم با چه شوقي خودمو .......دم در ميرسونم

اين دله عاشق پيشه....يه دم اروم نميشه واي واي واي چي بگم..اين دل توش..يه اتيشه

تا كه اين در وا ميشه...صورتت پيدا ميشه دله من پر ميزنه...از سينه من ...رها ميشه

تو ميگي سلام...فقط بايه كلام ديونه ميشم ..جز تو...نميبينه چشام

ميلرزه صدام..تنگه نفسام از تموم اين دنيا.... فقط تو رو ميخوام.............

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط مینا| |

امشب ازآسمان ديده تو /روي شعرم ستاره مي بارد / درسكوت سپيد كاغذ ها / پنجه هايم جرقه مي كارد /
شعر ديوانه تب آلودم /شرمگين از شيار خواهش ها /
پيكرش را دوباره مي سوزد/عطش جاودان آتش ها /
آري ,آغاز دوست داشتن است / گرچه پايان راه نا پيداست/
من به پايان دگر نينديشم / كه همين دوست داشتن زيباست/

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط مینا| |

Click to view full size image

يه عاشق بي قايق
تو دريا اسيره
من عاشق بي قايق
تو دريا اسيرم
از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم
مي رم و مي ميرم و آسوده ميشم از عشق
مي رم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب مي گيرم
......................

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشتم نامه را از دل برايت /جوابش را بده جانم فدايت .....

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط مینا| |

Click to view full size image

چقدر زمونه بي وفاست
نميدونم خدا کجاست؟
يکي بياد بهم بگه
کجاي کارم اشتباست؟
گاهي ميخوام داد بکشم
اما صدام در نمياد
بگم خدا آخه چرا
دنيا به آخر نمياد؟

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط مینا| |

هركسي لياقت اشك ريختن ندارد وكسيكه لياقت اشك ريختن دارد اشك را تحريك نميكند ........................

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط مینا| |

Click to view full size image

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و انسان ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است....

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط مینا| |

نگاه کن ... نگاه کن چه ساده میشکنم تو دستای نازک باد

اخه جز شکستن ، کسی به من هدیه نداد ...

همدم غصه های من صدای پای شبنمه ، همنفس دقایقم ترنم بغض و آهمه

کبوتر سینه تو باغ ارزو حال پریدن نداره

اشکای یخیم تو آیینه نای چکیدن نداره ...

به راه ها ، به جاده های سوت و کور عاشقی

به ردپایی گم شده ، در غبار زندگی

به چشمهای بی پناه ، آن غزال اهوی دشت ها
نگاه کن ... نگاه کن چه ساده میشکنم تو دستای نازک باد

اخه جز شکستن ، کسی به من هدیه نداد ...

همدم غصه های من صدای پای شبنمه ، همنفس دقایقم ترنم بغض و آهمه

کبوتر سینه تو باغ ارزو حال پریدن نداره

اشکای یخیم تو آیینه نای چکیدن نداره ...

به راه ها ، به جاده های سوت و کور عاشقی

به ردپایی گم شده ، در غبار زندگی


خلوت نهال آرزو با لالهء امید ها ...
به اغوشی بی حصار در میان گلدشت ها ، به سوز و گداز شب ها

وسوسهء چراغ ها ، به راز و نیاز بودن با عطر سیب ها

به
نگاه کن ،‌ نگاه کن

نگاه کن به اسمان قلب بی ترانه ام ، به ابر های چشم بی ستاره ام

به اشک ها .... به راز ها ... نگاه کن

به قصه های ناتمام مانده در دشت خاطرم ، به بذر عشق و به آتش فراق ها

نگاه کن ...

به چشمهای خیس من ،‌ به خنده های مانده درخیال من

به باغ بی بهار من ،‌ به قلب بی صدای من ...

نگاه کن ،‌ نگاه کن چه ساده میشکنم تو دستای نازک باد

اخه جز شکستن کسی به من هدیه نداد ..... هدیه نداد
 

    
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط مینا| |

راز عشق در تواضح است  راز عشق در احترام متقابل است راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ با محبت تزیین کنیم راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق یعنی تفکر را از یاد نبری راز عشق در این است که به هم سخت نگیرید

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط مینا| |

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط مینا| |

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط مینا| |

Click to view full size image

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط مینا| |

مهر مادرو ببین...................

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط مینا| |


Design By : Night Skin